سعدی (1)

سعدی (1)

“آنکه خدا را وصف کرد، محدودش نمود و آنکه محدودش کند، او را به شمار آورده، و آنکه خدا را به شمار آورد، ازلیت او را باطل کرده است، و کسی که بگوید: خدا چگونه است؟ او را توصیف کرده، و هر که بگوید: خدا کجاست؟ مکان برای او قائل شده است، خدا عالم بود آنگاه که معلومی وجود نداشت، پرورنده بود آنگاه که پدیده ای نبود و توانا بود آنگاه که توانایی نبود.”

قسمتي از خطبه ١٥٢ نهج البلاغه

اوج یا بزنگاه

اوج یا بزنگاه

اُوج یا بِزَنگاه در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، شورانگیزترین و تنش‌زاترین و برانگیزاننده‌ترین و عالی‌ترین لحظه است که طی آن بحران به نهایت تعارض خود می‌رسد و گره‌گشایی به دنبال آن می‌آید. اوج در واقع ادامهٔ حوادث گذشته و نتیجهٔ منطقی آنها است.
بزنگاه =زمان آغاز تغییر مسیر یک حرکت
شریفی، محمد. محمدرضا جعفری | فرهنگ ادبیات فارسی | فرهنگ نشر نو و انتشارات معین

انواع نمود کشمکش

انواع نمود کشمکش

کشمکش غالباً به چهار صورت نمود می‌یابد.
کشمکش جسمانی: آن است که دو شخصیت در درگیری خود به زور و نیروی جسمی متوسل شوند.
کشمکش ذهنی: آن است که دو شخصیت به طور ذهنی با یکدیگر بستیزند.
کشمکش عاطفی:آن است که احساس درونی یا شور و شوقی سودایی یک شخصیت، جدالی پدید آورد.
کشمکش اخلاقی: آن است که شخصیت با اصول یا یکی از اصول اخلاقی حاکم بر اجتماع سر ستیز داشته باشد.
شریفی، محمد. محمدرضا جعفری | فرهنگ ادبیات فارسی | فرهنگ نشر نو و انتشارات معین

کشمکش

کشمکش

کشمکش یا جدال در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، تقابل میان شخصیت‌ها یا نیروهای مختلف داستان است که بنیاد حوادث را پی می‌ریزد. کشمکش ممکن است میان یک شخصیت با یک یا چند شخصیت دیگر یا با جامعه، یا یک شخصیت یا یک نیرو، یا دو نیرو باهم، یا یک شخصیت با خودش باشد
شریفی، محمد. محمدرضا جعفری | فرهنگ ادبیات فارسی | فرهنگ نشر نو و انتشارات معین

گره افکنی

گره افکنی

گره‌افکنی در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، خلق حوادث و موانع موقعیت‌های دشوار برای گسترش پیرنگ داستان یا نمایشنامه است که باعث کشمکش می‌گردد و سرانجام به گره‌گشایی می‌انجامد.
شریفی، محمد. محمدرضا جعفری | فرهنگ ادبیات فارسی | فرهنگ نشر نو و انتشارات معین

تعریف پیرنگ

تعریف پیرنگ

تعریف پیرنگ در اصل، از فن شاعری ارسطو مایه می‌گیرد. ارسطو، پیرنگ را متشکل از سه بخش می‌داند: آغاز که حتماً نباید در پی حادثۀ دیگری آمده باشد، میان که هم در پی حوادثی آمده و هم با حوادث دیگری دنبال می‌شود، و پایان که پیامد طبیعی و منطقی حوادث پیشین است.
فرهنگ اصطلاحات ادبی | سیما داد | انتشارات مروارید

پِی‌رنگ

پِی‌رنگ

پِی‌رنگ طرح، چهارچوب، و نظم و ترتیب منطقی حوادث در اثر ادبی یا هنری مانند داستان، نمایشنامه، و شعر است
فرهنگ فشردۀ سخن | حسن انوری | انتشارات سخن
پینوشت : واژۀ «پیرنگ» را جمال میرصادقی برای این معنی از هنر نقّاشی به وام گرفته است؛ به معنای طرحی که نقّاشان بر روی کاغذ می‌کشند و بعد آن را کامل می‌کنند.

صد سال تنهایی

صد سال تنهایی

هر وقت میکوشید حقیقت هایی را که از طریق الهام های درونی درک میکرد از راه چشم مشاهده کند, به اشتباه دچار میشد
صد سال تنهایی | گابریل گارسیا مارکز
پینوشت : مثالی از راوی کل

نامه های عاشقانه یک پیامبر

نامه های عاشقانه یک پیامبر

دیشب به خودم گفتم: شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمی آید، از بهاری می آید که فرا می‌رسد. گیاه به روزهایی که رفته، نمی اندیشد، به روزهای می اندیشد که می آید.اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسان ها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می‌خواهیم، دست یابیم؟
نامه‌های عاشقانه یک پیامبر | جبران خلیل جبران | مترجم: آرش حجازی
پینوشت: مثالی از روایت اول شخص